کاغذهایم تمام شده...
وقتی درسشان تمام شد گفت:با من در تماس باش. دخترک گفت:خیلی خوب،تو هم. اولین باری که بعد از آن همدیگر را دیدند پنج سال بعد بود. -خوب شد دیدمت. -خیلی خوب،تو هم. -با من در تماس باش. -خیلی خوب، تو هم.
در مدرسه او نزدیک ترین دوستی بود که می شد اسم دوست دختر رویش بگذاری.
نوشته شده در دوشنبه دوم مهر 1386ساعت
11 بعد از ظهر توسط مهدیه عباس پور| |
| Design By : Night Skin |

